تلاوت قرآن

تلاوت از روى قرآن

قال رسول الله صلي الله عليه و آله : القراءة فى المصحف افضل من القراءة ظاهراً

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: تلاوت قرآن از روى آن با فضيلت تر از حفظ خواندن آن است

  قرائت قرآن با صوت نيكو

قال رسول الله صلي الله عليه و آله: حسنوا القرآن باصواتكم فان الصوت الحسن يزيد القرآن حسنا

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: قرآن را با صورت نيكو زينت دهيد كه صوت نيكو بر زيبايى قرآن مى افزايد

قرآن در احاديث اسلامى 

  تلاوت قرآن در خانه

قال النبى صلي الله عليه و آله
نوروا بيوتكم بتلاوة القرآن و لاتتخذوها قبورا" كما فعلت اليهود والنصارى, صلوا فى الكنائس و البيع و عطلوا بيوتهم فان البيت اذا كثر فيه تلاوة القرآن كثر خيره و امتع اهله و اضاء لاهل السماء كما تضيى نجوم السماء لاهل الدنيا

پيامبر گرامی صلي الله عليه و آله فرمود
نورانى كنيد خانه هاى خودتان را به تلاوت قرآن و آن را قبرستان قرار ندهيد مانندكارى كه يهود و نصارى كردند, نماز را در كليساها و (كنيسه ها) خواندند و خانه هاى خود را معطل گذاشتند, پس به درستى كه اگر زياد شود تلاوت قرآن در خانه اى خير و وسعت براى اهل آن زياد مى شود و آن خانه مى درخشد و به اهل آسمان نور مى دهد, آنچنان كه ستاره هاى آسمان به اهل زمين نور مى دهد و مى درخشد

 صحيح خواندن قرآن

قال رسول الله صلي الله عليه و آله: اعربوا القرآن والتمسوا غرائبه

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: قرآن را با اعراب صحيح بخوانيد و عجائب آن را استخراج كنيد

مستدرك ج 4, ص 372   

---

به نقل از : http://ghasemi90.blogfa.com/cat-10.aspx


نگاه کردن یا قرائت قرآن افراد نا آشنا به زبان عربی، چه ثمری دارد؟

بسیار شنیده ایم که می گویند برای همه حتی برای کسانی که عربی نمی دانند قرآن خواندن ثواب دارد. یا برای کسانی که حتی سواد هم ندارند نگاه کردن به خطوط قرآن ثواب دارد با توجه به این که شما می گویید: قرآن کتاب زندگی است و اسلام دین تفکر و تدبر است، آیا چنین حرف هایی فریب مردم به منظور سوء استفاده از آنان نیست؟

پاسخ:

قرآن یک کتاب معمولی نیست بلکه دارای جهات متعددی است همانند اینکه کلام خدا است، و این سخنانی است که از طرف خدا به پیامبر اکرم (ص) وحی شده است، دارای معارف و علوم بسیار بلندی است، کتاب زندگی و تکامل انسان و کتاب هدایت و... است. و دارای قداست و ارزش خاص خود است. بر این اساس؛ استفاده از آن هم مراتب و درجات متعددی دارد که استفاده از بعضی از مراتب آن با نگاه کردن به قرآن هم حاصل می شود.

 

نگاه کردن به قرآن فوایدی دارد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:

 

الف. قرآن کتابی است که حقایقی فراتر از الفاظ دارد؛ چرا که گوینده آیات آن پروردگار عالمیان و حامل آن بهترین خلق او نبی اکرم (ص) و کاتبش، امام المتقین، امیرمؤمنان است. به همین جهت وقتی مسلمانی قرآن را باز کرده به آن نظر می کند، خود را در محضر خدای عالمیان و رسول خدا حاضر می بیند، و معنویت حضور را ادراک می کند، حاضر شدن در محضر خدای عالمیان و ارواح پاک مطهر معصومین به سواد نیاز ندارد.

 

ب. ارتباط با قرآن و لو با نگاه کردن به کلمات آن از روی اعتقاد متضمن اقرار به توحید و رسالت و برائت از دشمنان قرآن و اسلام است؛ زیرا کسی که کتاب خدا را باز نموده و به آن تمسک می جوید و مومنانه به آن نظر می کند؛ هم به خداوند ایمان دارد هم به رسولش، هم به مضامین عالی آن و این خود اقرار عملی است به حقانیت خدا و رسول و کتاب آسمانی قرآن که نیاز به خواندن الفاظ ندارد.

 

ج. نگاه کردن به کلمات قرآن و اهمیت دادن به آن، باعث ترغیب افراد فاقد سواد به فراهم کردن مقدمات فراگیری قرائت فهم و درک قرآن است. از طرف دیگر در بسیاری از مواقع سبب می شود که افراد با سوادی که نسبت به قرآن بی توجه هستند، توجه بیشتری به وظایف خود کنند و این خود، امر به معروف عملی است، که دیگران را با رفتار، دعوت به چنگ زدن به دامان کتاب هدایت می کند.

 

د. حقایق و معارف قرآن دارای مراتب مختلفی است که باعث شده هیچ قشری از مواجهه با قرآن بی بهره نباشد و هر کس به نسبت فهم و درک خود از قرآن بهره مند گردد؛ بی سوادان یا کم سوادان هم به نوبه خود از فیض حضور در محضر کتاب آسمانی بهره مند می شوند. بله کسی که توانایی خواندن قرآن را ندارد نمی تواند به اندازه کسی از قرآن بهره ببرد که می تواند قران را تلاوت کند، و کسی که توانایی تدبر در آیات قران را ندارد و فقط می تواند بطور سطحی با قران مواجه شود، و نمی تواند بهره کسی را ببرد که آشنایی کامل به قواعد کلام عرب دارد و محکم و متشابه آن را درک می کند؛ خلاصه هر قشر به اندازه توانایی ها و سطح درک و قدرت تحلیل خود می تواند از قران بهره ببرد و بهری گیری کم مانع بهره گیری زیاد نیست و بهره گیری زیاد مانع بهره مندی کم نیست و همه این بهره ها هدایت محسوب می شوند و هدایت منحصر نیست در الفاظ بلکه در متن زندگی انسان جاریست و این خصوصیت قران که حتی بیسوادان از آن بی بهره نمی مانند خود اعجازی دیگر است.

 

به عبارت دیگر؛ در روایات متعددی وارد شده است که: "قرآن کریم دارای بطون مختلفی است و هر بطنی هم بطنی دارد و..."[1] وجود این بطون مختلف به این معنا است که حقایق و معارف قرآن مراتب مختلفی دارد. همین ویژگی باعث شده تا هیچ قشری از برکات قرآن بی بهره نماند و هر کس به نسبت فهم و درک خود از قرآن بهره مند گردد؛ بی سوادان یا کم سوادان به نوبه خود از فیض حضور در محضر کتاب آسمانی بهره مند می شوند و بهره مندی آنان از این کتاب مغایرتی با هادی بودن قرآن ندارد؛ چرا که همین بهره ها که ذکر شد خود مرتبه ای از مراتب فیض کتاب کریم است که بهره مندی در این حد، برای همه_ حتی بی سوادان_ میسر است.

 

ه. قرآن کلام خدا و کلمات ذکر کتبی اوست و نگاه کردن به آن باعث ارتباط با خدا و آرامش روح و روان است.

 

و. در روایات بسیاری ذکر شده که نگاه کردن به قرآن حتی بدون قرائت آن عبادت است و این خصیصه تنها برای قرآن نیست امور بسیاری داریم که تنها با نگاه کردن عبادت محسوب می شود مثل نگاه کردن به صورت عالم، خانه کعبه، امیر المومنین و نظر محبت آمیز به والدین و این حکم به این معنا نیست که استفاده از این امور منحصر است در نگاه کردن مثلا نگاه کردن به درخت و آب آرامش بخش است ولی این به معنای این نیست که درخت و آب خاصیت دیگری ندارد همچنین است قرآن که هم نگاه کردن به آن فیض می رساند و هم کتاب هدایت است و این دو فایده با هم منافات ندارند. امروزه در تحقیقات علمی بسیار برخورد داریم به اینکه نگاه کردن فلان چیز برای سلامتی مضر است یا مفید است؛ مثلا نگاه کردن به تلوزیون مضر است. نگاه کردن به رنگ آبی و آب آرامش بخش است و از قبیل این امور در علوم کم نیست چرا باید فکر کنیم این کار در مورد قرآن عوام فریبی است در حالی که فواید زیادی بر این کار مترتب است و در روایات معتبر بسیاری به آن توصیه شده که برای مثال دو نمونه ذکر می کنیم :

 

1- "مردم نماز می خواندند و ابوذر به امام علی (ع) نگاه می کرد از او سوال شد چرا این کار را انجام می دهی گفت: از رسول خدا (ص) شنیدم که می فرمود: نگاه کردن به علی ابن ابی طالب عبادت است نگاه کردن به والدین از روی رحمت و رافت عبادت است و نگاه کردن به مصحف عبادت است و نگاه کردن به کعبه عبادت است.[2]

 

2- راوی گوید به امام صادق ع عرض کردم: فدایت شوم من قرآن را در سینه ام حفظ کرده و در دل می خوانم؛ آیا اینطور افضل است یا اینکه قرآن را نگاه کنم؟ حضرت فرمود: با نگاه کردن بخوانی افضل است، مگر نشنیده ای نظر کردن در قرآن عبادت است؟[3]

 

پس نتیجه می گیریم که نگاه کردن به قرآن از نظر علمی می تواند دارای خاصیت باشد و با مراجعه به روایات معلوم می شود که این کار بنا به دستور ائمه طاهرین از مستحبات است و عوام فریبی نیست و ما در امور عبادی تابع دستور پیشوایان دین هستیم.

 



[1] گنابادى سلطان محمد، تفسیر بیان السعادة فى مقامات العبادة، ج‏3 ص264، چاپ دوم، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، 1408 ق.

[2] محدث نورى، مستدرک الوسائل، ج 4،ص 268، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، 1408 ق.

[3] کلینی، یعقوب، الکافی، ‏ج2، ص 613 ، چاپ چهارم‏، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365 ش؛ مازندرانى، ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب (ع)، ج ، ص ، مؤسسه انتشارات علامه، قم، 1379 ق‏؛ شیخ حر عاملى، وسائل الشیعة، ج ، ص ، مؤسسه آل البیت علیهم‏السلام، قم، 1409 ق‏؛ على بن عیسى إربلى، کشف الغمة، ج ص ، چاپ مکتبة بنى هاشمى تبریز، 1381 ق؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ص ، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 ق.

---

به نقل از : http://islamquest.net/fa/archive/question/fa5541

چرا خواندن قرآن واجب نيست، ولى نماز خواندن هميشه واجب است؟

قرائت قرآن واجب نيست، ولى در آيات و روايات سفارش فراوانى بر آن شده است; براى مثال در آيه 20 سوره مزمل مى خوانيم: (... فاقرءُوا ما تيسَّر من القرءان...); آنچه براى شما ميسر است قرآن بخوانيد. در روايتى از امام صادق(عليه السلام) آمده است: قرآن عهد و فرمان خداوند به بندگانش مى باشد، شايسته آن است كه انسان مسلمان در پيمان خود نظر كند و هر روز پنجاه آيه از آن بخواند.[84]

از اين نكته نبايد غفلت شود كه هر حكم واجبى، حكمت يا حكمت هايى دارد، ولى چنين نيست كه هر چه فايده و حكمتى هر چند بسيار و مهم داشته باشد، واجب شود; يعنى اين رابطه حالت عكس ندارد، زيرا علاوه بر لزوم وجود حكمت و فايده، در واجب شدن يك حكم توان مخاطب نيز لحاظ مى شود و چه بسا حكم با فايده اى كه اگر براى همه مردم مشقّت بار نبود، واجب مى شد، ولى به جهت رعايت حال مردم واجب نشده، ليكن بر آن، تأكيد فراوان شده است; مانند مسواك كردن. قرائت قرآن نيز براى همه ممكن نيست و مقدماتى نياز دارد; مانند: سواد و توانايى قرائت مصحف، براى كسانى كه حافظ قرآن نيستند (به ويژه در گذشته كه آموختن قرائت و تهيه مصحف (قرآن) چندان ساده نبود). بنابراين، نبايد به احكام يك سويه نگريست.

افزون بر آنچه گذشت، در نماز -كه از مهم ترين واجبات است- قرائت قرآن جزء واجب آن است. سوره «حمد» و سوره «توحيد» يا غير آن از سوره هايى است كه هنگام قرائت نماز، بارها خوانده مى شوند و اساساً نماز بدون قرائت سوره حمد، صحيح نيست، امّا اين كه چرا نماز واجب شده، بايد گفت:

1. «نماز» از واجباتى كه در قرآن كريم و روايات اسلامى بيشترين تأكيد و سفارش بر آن شده و تنها واجبى است كه مكلف ـ حتى در حال احتضار ـ بايد آن را به جا بياورد و تحت هيچ شرايطى نبايد ترك شود و توصيه تمام انبياى الهى به امت هايشان بوده و در روز حساب رسى نيز اگر اين عمل (نماز) مورد قبول واقع شود، ساير اعمال نيز مقبول مى افتد. خداوند در آيه هاى مختلف قرآن، بر وجوب نماز تصريح فرموده: (و أقيموا الصّلوة و ءاتوا الزكوة و أطيعوا الرسول لعلّكم ترحمون)[85]; و نماز را به پا داريد و زكات بدهيد و پيامبر ]خدا[ را فرمان بريد تا مورد رحمت قرار گيريد. «اقيموا» صيغه امر است و امر نيز بر وجوب دلالت مى كند و... .

22. در روايات اسلامى هم، مطالبى درباره علت وجوب نماز آمده است; از جمله امام رضا(عليه السلام)است كه در صفحه پيشين آمد.[86] هم چنين نماز، غفلت زدا بوده و خودبينى و كبر را از بين مى برد و پرده هاى غرور و خودخواهى را كنار مى زند و وسيله پرورش فضايل اخلاقى و تكامل معنوى انسان است.

[84]. كلينى، اصول كافى، ج2، ص609; براى آگاهى بيشتر از فضائل قرآن ر.ك: اصول كافى، ج2، كتاب فضل القرآن; على اكبر تلافى، فضائل القرآن.

[85]. نور،آيه56.

[86]. همان، وسايل الشيعه، ج4، ص8 و 9.

[87]. ر.ك: ناصر مكارم شيرازى و همكاران، تفسير نمونه، ج16، ص289ـ294.

--

به نقل از : http://www.arshavir.org/thread27813.html

قرآن عهد خداوند

حضرت صادق عليه السلام فرمود: قران عهد خداوند و فرمان او است بر خلقش پس سزاوار است براى شخص ‍ مسلمان که در اين عهد و فرمان خدا نظر افکند و روزى پنجاه ايه از آن بخواند.

--

به نقل از : http://just66.blogfa.com

ثواب قرائت قرآن

امام حسين عليه السلام فرمود : «هر كس آيه اى از كتاب خدا را در قرائت نمازش بخواند ، در برابر هر كلمه ، صد ثواب برايش نوشته مى شود و چون در غيرِ نماز بخواند ، خداوند ، در برابر هر كلمه اش براى او ده ثواب مى نويسد و اگر گوش به قرآن بسپارد ، خداوند ، براى هر كلمه، يك ثواب برايش مى نويسد و اگر در شبى قرآن را ختم كند ، فرشتگان بر او درود مى فرستند تا شب را به روز برساند و اگر روز، ختم كند، نگهبانان (فرشتگان) تا شب بر او درود مى فرستند و يك دعاى مستجاب دارد و اين برايش از آنچه ميان آسمان و زمين هست ، بهتر است» .

گفتم : اين براى كسى است كه قرآن را [حفظ دارد و] قرائت مى كند ؛ امّا كسى كه [حفظ ندارد و] قرائت نمى كند ، چه ؟

فرمود : «اى برادر اسدى ! خداوند ، بخشنده و بزرگوار و كريم است . اگر همان چيزى را كه با خود (در ياد) دارد ، بخواند ، خدا، آن پاداش را به او عطا مى كند» .الأمالى ، صدوق به سَنَدش، از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هر كس ، ده آيه در هر شب بخواند ، [نامش] جزو غافلان نوشته نمى شود و هر كس پنجاه آيه بخواند ، جزو ذاكران نوشته مى شود و هر كس صد آيه بخواند ، جزو مطيعان نوشته مى شود و هر كس دويست آيه بخواند ، جزو خاشعان نوشته مى شود و هر كس سيصد آيه بخواند ، جزو رستگاران نوشته مى شود و هر كس پانصد آيه بخواند ، جزو كوشندگان نوشته مى شود و هر كس هزار آيه بخواند ، برايش يك قِنْطار نوشته مى شود و قنطار ، پنجاه هزار مثقال طلاست و هر مثقال، بيست و چهار قيراط است كه كوچك ترينِ قيراطها ، مانند كوه اُحُد و بزرگ ترينِ آنها از زمين تا آسمان است» .

-----

به نقل از : http://www.hadith.net/n302-e5685-p471.html

فضيلت، آثار و فوايد تلاوت قرآن كريم

درجات بهشت بر اساس تعداد آيات قرآن تقسيم شده است و هر كس هر مقدار كه با قرآن آشنا باشد درجات بهشت را طى مى‌كند.
براى تلاوت قرآن كريم فضايل، آثار و فوايد دنيايى و آخرتى فراوانى بيان شده است: بارورى ايمان، صفاى دل، تخفيف گناهان، عبادت برتر، برخوردارى از ثواب فرشتگان و پيامبران، هم‌نشينى با فرشتگان، پيمودن درجات كمال و ترقى در بهشت، درمان بيمارى‌هاى روحى، رفع غم و اندوه، روشنايى ديدگان، مونس تنهايى، عمر با بركت، استجابت دعا، صفاى خانه، رفع عذاب از پدر و مادر و‌...‌.
شايان توجه است كه پيمودن مراتب كمال قرائت، هم‌چون رسيدن به مرحله تدبّر و عمل، مستوجب كمال ثواب و رضاى الهى و دريافت خيرات بيشتر و بهتر مى‌شود.
اهميت و فضيلت قرائت قرآن تا چه اندازه است؟
براى قرائت قرآن، در كلمات گهربار پيشوايان معصوم(ع) فضايل و آثارى بيان شده كه موجب رشد و پرورش روح و روان آدمى مى‌شود. همين فضايل و آثار باعث‌گرديده كه تلاوت و قرائت قرآن از اهميت بسيارى برخوردار باشد. اكنون به برخى از اين فضايل و آثار اشاره مى‌كنيم:
1. سعادت‌مندى: پيامبر اكرم(ص) مى‌فرمايد: «اگر زندگى سعادت‌مندان و .....

ادامه نوشته

جايگاه قرآن در نماز

حكمت خواندن قرآن در نماز

پس از گفتن تكبيرة الاحرام، واجب است نمازگزار سوره حمد و سوره‌اى ديگر از قرآن را بخواند. البته به اعتقاد شيعيان، نمازگزار نمى‌تواند سوره هايى را كه سجده واجب دارند در نماز بخواند. در اينجا دو سؤال مطرح مى‌شود: سؤال اول اينكه چرا واجب است مردم در نماز قرآن بخوانند؟ سؤال دوم اينكه چرا قرائت قرآن در نماز با سوره حمد آغاز مى‌شود؟ اتفاقاً برخى اين دو سؤال را در محضر امام رضا(عليه السلام) مطرح كردند و آن حضرت در پاسخ سؤال اول فرمودند: «حكمت خواندن قرآن در نماز اين است كه مردم قرآن را كنار ننهند و ضايع نسازند، بلكه ارتباط مردم با قرآن حفظ شود و مردم از آن درس بياموزند تا در نتيجه قرآن مهجور نماند»1. يعنى آنان هر روز بخشى از قرآن را بخوانند و بدانند كه به دليل اهميت ارتباط با قرآن و حفظ پيام و رسالت آن، خداوند واجب كرده كه نمازگزاران روزانه ده بار در نماز قرآن بخوانند.

اگر جز اين مى‌بود و خواندن قرآن در نماز واجب نمى‌شد، چه بسا ارتباط بسيارى از مسلمانان با قرآن كه بهترين تحفه و نعمت خداوند براى انسان ها و عالى ترين راه رسيدن به سعادت دنيا و آخرت است قطع مى‌گرديد. پس مسلمانان با اختلاف مراتبى كه دارند، ناگزيرند ارتباط ثابتى با قرآن داشته باشند. طبيعى است كه وقتى ارتباط با قرآن برقرار گرديد، كم كم با زبان و قرائت قرآن آشنا مى‌شوند و همچنين زمينه درك مفاهيم قرآن در آنها پديد


1. شيخ صدوق، علل الشرايع، ج 1، ص 260.

مى آيد و مسير عمل به قرآن نيز هموار مى‌گردد؛ اما اگر خواندن قرآن در نماز واجب نمى‌شد و خواندن آن تنها مستحب بود، بسيارى از افراد انگيزه‌اى براى خواندن قرآن نداشتند و با مسدود شدن اين راه، عملا حكمت نزول قرآن كه هدايت انسان هاست، تحقق نمى‌يافت.

در پاسخ به سؤال دوم كه چرا خداوند واجب كرده كه هر روز ده بار سوره «فاتحة الكتاب» را در نمازهايمان بخوانيم، حضرت فرمودند: «چون در هيچ سوره‌اى از قرآن به اندازه سوره حمد سخنان حكمت آموز و نيك جمع نشده است»1.

از فرمايش آن حضرتْ هم اهميت ارتباط با خداوند استفاده مى‌شود و هم اين نكته كه ارتباط ضرورى با قرآن، از رحمت و لطف الهى در حق ما سرچشمه مى‌گيرد تا بدين وسيله از معارف و حقايق بى كران قرآن در جهت سعادت و نيل به كمال بهره گيريم. چه بسا اگر خداوند اجازه مى‌داد كه در نماز تنها دعا بخوانيم، از بركات قرآن محروم مى‌مانديم؛ اما ما به عنوان مسلمان با خداوند پيمان بسته‌ايم كه در جهت كسب رضا و خواست او حركت كنيم و راه او را براى رسيدن به سعادت خويش برگزينيم؛ و خداوند تنها راه ارتباط با خود را قرآن قرار داده تا در پرتو استفاده و عمل به اين كتاب آسمانى، به مقام قرب او دست يابيم.

كسانى كه به اين حقيقت توجه داشته باشند، هيچ‌گاه قرآن را از مقام و عظمتى كه دارد، تنزل نمى‌دهند و آن را نقدپذير نمى‌دانند. امروزه كسانى داعيه مسلمانى دارند؛ اما قرآن را در رديف كلام عادى بشر قرار مى‌دهند و مى‌گويند بخشى از آموزه هاى قرآن صحيح نيست و بايد به نقّادى آن پرداخت. آنان مى‌گويند: بايد آموزه هاى قرآنى را با دستاوردهاى علوم بشرى


1. همان.

سنجيد و هر بخش از قرآن را كه هماهنگ با آنهاست، پذيرفت و آن بخش از قرآن را كه با علم و دستاوردهاى علوم بشرى هماهنگ نيست، رد كرد و معتقد شد كه زمان آن آموزه ها سر آمده است! اگر ارزش، از آنِ علم است و قرآن فروتر از علم به حساب مى‌آيد و براى تشخيص درستى و نادرستى آن بايد آموزه هاى آن را با علم تطبيق داد، چه ضرورتى دارد كه ما سراغ قرآن برويم و آن را فرا گيريم؟ از ابتدا سراغ علم مى‌رويم؛ همان طور كه ديگران دين را كنار نهادند و تنها به سراغ علم رفتند. اساساً چرا ما مسلمان باشيم و زحمت بكشيم كه قرآن را نقادى كنيم تا دريابيم چه بخشى از آن درست و چه بخشى نادرست است، بلكه قرآن و مسلمانى را كنار مى‌گذاريم و با همه وجود تسليم علم و دستاوردهاى بشرى مى‌شويم!

عظمت قرآن و تفاوت افراد در بهره بردارى از آن

اگر ما معتقد شويم كه بايد با قرآن كه كلام خداست ارتباط داشته باشيم و به آن عمل كنيم و بدون ارتباط با قرآن، راه ديگرى به سوى سعادت دنيا و آخرت نداريم، متوجه مى‌شويم كه لطف خداوند باعث گرديده تا خواندن بخشى از قرآن در نماز واجب شود. البته ارتباط افراد با قرآن، متفاوت است: برخى در نماز سوره حمد و سوره ديگرى از قرآن را مى‌خوانند؛ اما معناى آن را نمى‌فهمند و به خواندن لفظ قرآن اكتفا مى‌كنند؛ اما برخى علاوه بر لفظ، معناى آيات را نيز مى‌فهمند. برخى علاوه بر فهم آيات، به آنها نيز توجه دارند. برخى علاوه بر فهم آيات و توجه به آنها، بدانها عمل مى‌كنند. بالاتر از آنچه گفتيم، برخى قلب و دلشان با قرآن هماهنگ است و نور قرآن دلشان را كاملا تسخير مى‌كند.

در حالات امام سجاد(عليه السلام) آمده است كه در هنگام خواندن سوره حمد آن قدر آيه «مالك يوم الدّين» را تكرار مى‌كردند كه نزديك بود جان دهند.1 همچنين در احوالات امام صادق(عليه السلام) آمده است كه آن حضرت در نماز مشغول خواندن قرآن بودند و ناگهان از هوش رفتند، وقتى به هوش آمدند، اطرافيان سؤال كردند: چه چيز باعث گرديد كه حال شما دگرگون شود؟ حضرت فرمودند: «من پيوسته آيات قرآن را تكرار مى‌كردم تا اينكه حالتى به من دست داد كه احساس كردم گويا آن آيات را از خود خداوند مى‌شنوم»2.

قرآن در قالب وحى، تنها بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) نازل شد؛ اما ممكن است هنگام خواندن قرآن، به اولياى خدا ـ به خصوص اولياى معصوم او ـ حالتى از وجد، جذبه به حضرت حق، محو و فناى در معشوق دست دهد كه احساس كنند مخاطب مستقيم قرآن هستند. مسلماً اين حالت با وحى متفاوت بوده و حاكى از درك حضورى و شهود معارف قرآنى است. كسى كه چنين حالتى دارد، چنان لذتى از كلام خدا مى‌برد كه از تكرار آيات قرآن خسته نمى‌شود و پى درپى جان خود را با زمزم كلام خدا سيراب مى‌كند. در اين حالت، چنان غرق در توجه به معبود مى‌شود كه از آنچه پيرامونش مى‌گذرد غافل مى‌ماند و حتى خود را نيز فراموش مى‌كند. نبايد تصور كنيم كه قرآن را صرفاً بر پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)و امام معصوم(عليه السلام) كه در عصمت با رسول خدا شركت دارد، چنين تأثير عميقى مى‌گذارد و ممكن نيست قرآن بر ديگران نيز چنين تأثيرى داشته باشد؛ چنين تصورى ما را از درك حقايق و معارف قرآنى و لذت بردن از آنها محروم مى‌كند، بلكه هر كس به استعداد خود مى‌تواند از قرآن بهره ببرد؛ چون درك و


1. محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 46، باب 5، حديث 101، ص 107.

2. همان، ج 84، باب 16، حديث 39، ص 247.

فهم معارف قرآن داراى مراتب است. به عنوان مثال اگر كسى نمى‌تواند به مرتبه هزارم اين كمال برسد؛ اما مى‌تواند به مرتبه صدم آن دست يابد؛ از اين رو نبايد با اين توجيه كه نيل به مرتبه هزارم براى او ميسور نيست، براى رسيدن به مرتبه‌اى كه از او ساخته است نيز تلاش نكند.

از طرف ديگر، كلام خدا وقتى روى كاغذى نوشته مى‌شود، آن نوشته از حرمت و ارزشى برخوردار مى‌گردد كه ديگر نمى‌توان دست بىوضو بدان زد و آن را سوزاند، و هر نوع بى احترامى به آن حرام است. با اينكه كاغذ و مركّبى كه از آن استفاده شده با ساير كاغذها و مركّب ها تفاوتى ندارد؛ اما به دليل نسبتى كه با كلام خدا پيدا كرده از چنين حرمت، قداست و عظمتى برخوردار شده است. حال، وقتى كاغذ و مركبى كه فهم و درك ندارد به دليل انتساب به كلام خدا از چنين ارزش والايى برخوردار شده، آيا ارزش زبان انسان با درك و شعورى كه از روى آگاهى، فهم و توجه كلام خدا را قرائت مى‌كند، كمتر از ارزش آن كاغذ و مركب است؟ مسلماً ارزش كاغذى كه قرآن بر آن نوشته شده، با ارزش زبان مسلمانى كه كلام خدا بر آن جارى گشته قابل مقايسه نيست.

اكنون بنگريد كه خداوند چه سعادت و افتخارى نصيب ما كرده كه اجازه داده كلامش كه جلوه علم و نور اوست بر زبان آلوده ما جارى گردد و زبانمان بدان نورانى شود. روا بود كه خداوند به كسى كه زبانش به دروغ، غيبت و آزار مؤمن آلوده و متعفن شده، اجازه نمى‌داد كه قرآن بخواند؛ اما او از فضل و كرم خود، اين اجازه را به انسان گنه كار نيز داد كه كلام خدا را بر زبان خويش جارى كند. بايد خداوند را به پاس اين نعمت بزرگ شكر گزاريم و نيك بنگريم كه خداوند به پاس اين توفيق عالى و بزرگ كه نصيب ما ساخت و اجازه داد نام و كلامش را بر زبان جارى سازيم، منّت بزرگى بر ما دارد. مگر انسان آلوده به

انجام دادن هر كار نيكى موفق مى‌گردد؟ قدرى درنگ كنيم و بنگريم كه ما دوست مى‌داريم كارهاى خوبى را انجام دهيم؛ اما توفيق انجام دادن آنها از ما سلب شده است، با اين وصف خداوند اين توفيق را داده كه كلامش را بر زبان خود جارى كنيم. بايد قدر اين فرصت و موقعيت را بشناسيم و درصدد بهره بردارى از آن برآييم و از اين گذر تا آنجا كه مى‌توانيم تكامل بيابيم تا علاوه بر بخشودگى گناهانمان، حجاب هاى تيرگى از دلمان برداشته شود و به حريم عالم نور خدا داخل شويم و در نهايت، توفيق نيل به قرب الهى را به دست بياوريم.

قرآن كريم نقشى اساسى در تكامل نورانيت ما دارد؛ اما كسانى مى‌كوشند از راه هاى گوناگون مردم را از قرآن جدا كنند و با نقدپذير معرفى كردن و قداست زدايى از قرآن، آن را بى اعتبار و آميخته با اشتباه و خطا نشان دهند. اينان چه خيانت و جنايت بزرگى در حق قرآن و بشر مرتكب مى‌شوند! اين دسته، گاهى مى‌گويند كه فهم قرآن براى ما ميسّر نيست؛ گاهى مى‌گويند همه آموزه هاى قرآن صحيح نيست و قرآن نقدپذير است؛ و گاهى مى‌گويند قرآن براى دوران خاصى نازل شده و تاريخ مصرف آن به سر آمده است و ديگر اعتبار ندارد. جالب اين است كه اين دسته با چنين سخنان كفرآميز و حقيقت سوز، خود را طلب كار اسلام مى‌دانند و ادعا مى‌كنند با تفسيرى كه آنان از اسلام و قرآن ارائه مى‌دهند، مردم جذب اسلام مى‌شوند و كافر نمى‌گردند!

نكاتى درباره درك مقام قرآن و انس با خدا

خلاصه سخن اين است كه در حد ايمان و معرفت خود و با توجه به توفيقى كه خداوند به ما عنايت كرده، بكوشيم بيشترين استفاده را از نماز ببريم. وقتى

سوره حمد را مى‌خوانيم، به عظمت و محتواى غنى و ارزشمند آن توجه داشته باشيم و به آن ساده ننگريم. كلام خدا چونان ذات وى عظمت و ارزش بى نهايت دارد و اگر پرتو اندكى از قرآن و كلام خدا بر دل ما بتابد و آن را نورانى كند، ارزشش از همه دارايى ها و ارزش هاى دنيا بيشتر است؛ پس نبايد خواندن سوره حمد در نماز تنها لقلقه زبان ما باشد، بلكه بايد با تعمق، توجه و تمركز حواس آن را بخوانيم و به محتواى غنى آن توجه داشته باشيم.

نكته ديگر آنكه وقتى قرآن مى‌خوانيم، بايد توجه داشته باشيم كه در برابر خداييم و براى او قرآن مى‌خوانيم. شاگرد وقتى مى‌خواهد درسى را كه از معلّم خود فرا گرفته باز گويد، با رعايت ادب و احترام در برابر معلم خويش مى‌ايستد و با توجه كامل درس را بازمى گويد تا اشتباه نكند. ما نيز وقتى در برابر خداوند مى‌ايستيم، بايد محضر او را درك كنيم و با رعايت نهايت ادب و احترام نماز بخوانيم.

نكته ديگر آنكه وقتى كسى گوهر گران بهايى دارد، با تمام وجود از آن محافظت مى‌كند و اجازه نمى‌دهد دزد و دشمن آن را بربايد. حال وقتى خداوند به جهت لطف و عنايت ويژه‌اى كه به هدايت ما دارد، گوهر گران بهاى قرآن را در اختيار ما نهاده ـ گوهرى كه ارزش وجودى آن قابل سنجش با همه ثروت هاى دنيا نيست ـ آيا نبايد آن را از راه زنان و دزدان حفظ كنيم؟ خداوند نعمت نماز و قرآن را در اختيار ما نهاده و هنگامى كه ما آن را با توجه و حضور قلب مى‌خوانيم، ارزش آن براى ما از همه نعمت هاى دنيايى بيشتر است و سرمايه‌اى كه در پرتو همين نماز و قرآن عايد ما مى‌شود، بى پايان است؛ اما بايد متوجه باشيم كه دشمن غدار و حيله گرى چون شيطان داريم كه پيوسته با شگردها و حيله هاى گوناگون و متفاوت مى‌كوشد تا آن گوهر گران قدر را از ما

بربايد. او با تجربه هاى فراوانى كه در عمر طولانى خود فراگرفته، براى هر يك از مؤمنان نقشه‌اى دارد و به فراخور حال و انگيزه و نگرش هر يك از آنان، راهكارى براى نفوذ و تأثيرگذارى برمى گزيند. او آن قدر در كار خود مهارت دارد كه توانست حضرت آدم و حوا را فريب دهد و مسلماً پس از آن، تجربه هاى او افزون‌تر و گسترده‌تر شده و براى وى فريب دادن ما بسيار راحت است.

كسى كه در برابر دشمن توانمندى ايستاده كه نمى‌تواند با او مقابله كند و كسى نيز از او حمايت نمى‌كند، نااميدانه شكست را مى‌پذيرد؛ اما وقتى مؤمنان در برابر شيطان و دزدان عقيده قرار دارند، بايد به خداوند اتكا داشته باشند و بدانند كه خداوند آنان را كمك مى‌كند و از شر شيطان ها و مفسدان نجاتشان مى‌دهد؛ از اين رو سفارش شده هنگام نماز خواندن براى اينكه شيطان گوهر ارتباط با خدا را از ما نگيرد، از شرّ او به خداوند پناهنده شويم و قبل از خواندن سوره حمد، «اعوذ بالله من الشّيطان الرّجيم» بگوييم. خداوند نيز مى‌فرمايد: «فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ؛1 پس چون قرآن مى‌خوانى از شيطان رانده شده به خدا پناه ببر».

شيطان پيوسته مى‌كوشد ايشان را از مسير حق منحرف كند و درگير دنيا زدگى و شهوت پرستى نمايد. او تلاش مى‌كند كه ما را به مراكز شيطانى و سياست بازان دين فروش و فرهنگ سوز جذب كند. همچنين او اگر نتواند ما را از اصل نماز بازدارد، وقتى مشغول نماز مى‌شويم، ذهنمان را متوجه امور دنيوى مى‌كند و چه بسا امورى را كه قبل از نماز از آنها غافل بوديم، در نماز به يادمان مى‌آيد. او بدين وسيله مى‌خواهد ما را از سعادت درك حضور الهى و ارتباط با خدا بازدارد؛ اما در مقابل، ما نبايد توفيق بزرگ ارتباط با خدا را ارزان


1. نحل (16)، 98.

از كف بدهيم و هنگام نماز از صميم دل از خداوند بخواهيم كه ما را در پناه خود گيرد و از وسوسه هاى شيطانى حفظ كند.

تصور كنيد كسى را كه فرصتى يافته با معشوق خود خلوت كند و از گفتوگوى با وى لذت برد. او اين فرصت را مغتنم مى‌شمارد و با كسى كه مانع تداوم گفتوگوى او با معشوقش شود، مقابله مى‌كند؛ او حتى عاجزانه و با التماس از معشوقش مى‌خواهد كه به گفتوگوى با او ادامه دهد و از لذّت لقايش محروم نكند. كسى كه عاشق خداست، مى‌داند كه سخن گفتن با خدا چه لذتى دارد؛ لذتى كه قابل مقايسه با لذت هاى دنيايى نيست و درد حرمان از آن التيام ناپذير است. اين انس از آن رو كه از گفتوگوى ظاهرى فراتر رفته و با شهود و عرفان محبوب و بلكه با جذبه معشوق همراه شده، لذتى بى نهايت و وصف ناشدنى براى عاشق در پى دارد. عاشق بايد با تمام توان بكوشد كه از انس گفتوگوى با معشوق محروم نشود. در اين جهت، خداوند در قرآن مكرر از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)مى خواهد كه از شرّ وسوسه ها و جاذبه هاى شيطانى به خدا پناه برد؛ از جمله مى‌فرمايد: «وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطِينِ وَ أَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ؛1 و بگو: پروردگارا از وسوسه هاى شيطان ها به تو پناه مى‌برم. و پروردگارا از اينكه [آنها] به پيش من حاضر شوند به تو پناه مى‌برم».

-----

به نقل از : http://mesbahyazdi.com/farsi/?../lib/be-soye-to/ch09.htm

حکمت خواندن سوره حمد در نماز

نماز

از حضرت رضا (ع) نقل شده: اگر بپرسند: چرا خداوند در همة نمازها امر كرده تا سورة‌ حمد خوانده شود.

در پاسخ می‎گوئیم: برای اینكه قرآن مهجور و متروك نگردد همواره نمازگزاران با قرآن ارتباط داشته باشند و آن را از یاد نبرند و انتخاب این سوره از این روست كه همة معارف و مفاهیم قرآن در سوره حمد جمع است،‌ و سوره حمد با محتوای بلند و وسیعی كه دارد همه اصول و اركان قرآن را درون خود جای داده است.

«فقد اجتمع فیه جوامع الخیر و الحكمة فی امر الآخرة و الدنیا ما لایجمعه شییء من الاشیاء».

در سوره حمد،‌ همه برنامه‎های كلّی نیك و حكمت، در امور دنیا و آخرت جمع شده «و این سوره كانون همه ابعاد قرآن شده است» ولی در سوره‎های دیگر، چنین جامعیّتی وجود ندارد

 

منبع:

بحار: ج 85، ص 54 و علل الشّرایع: ج 1، ص 247، عیون الاخبار: ج2، ص 107

تنظیم برای تبیان: شکوری

-

به نقل از : http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=88010